(( رشته علوم مهندسی دانشکده فنی ))
به فروم دانشجویان علوم مهندسی خوش آمدید

پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

پست من طرف S.R في 2010-03-03, 6:24 am

دوستان عزيز و كاملا گرامي، اگر تا چند روز آينده راجع به اين موضوع ديدگاه ها ي خودتون رو بيان نكنيد، من رسما از هم كلاسي بودن با شما استعفا مي دم.(اين يك تهديد جديه Wink )نظرتون برام خيلي مهمه.

پس زمينه ي فلسفي اصل عدم قطعيت:


اگر از بنيادهاي فلسفي اصل عدم قطعيت (uncertainty principle) , نشناختي حقيقت مطلق استنتاج گردد بايد بپذيريم اين اصل به هيچ روي دستاورد نوين فلسفي به همراه خود نداشته است.

طرح اين مساله كه "حقيقت نهايي هيچ چيز قابل ادراك نيست و هيچكسي ذره اي به كمال راه نمي يابد" [اصول اوليه/هربرت اسپنسر] به نوعي تكرار تعبير هكسلي خواهد بود كه تنها فلسفهء صحيح, فلسفهء لاادري( Agnosticism) است. اينكه حقيقت مطلقي در پس جهان مشاهدات وجود دارد يا نه را نمي توان مناقشهء فلسفي نويني دانست كه اصل عدم قطعيت موجد آن بوده باشد. نسب و اضافات خود متضمن امري نهايي و مطلق غير از پديدارهاست . از همين روست كه در مي يابيم " ادراك حقيقتي كه در پس پديدارها نهان است تا چه اندازه محال مي باشد و چگونه از اين امتناع و عدم امكان ايماني محكم به اين حقيقت پيدا مي كنيم. در حاليكه به حقيقت مطلق هيچ دسترسي نداريم". خواه اين عدم دسترسي به مطلق بواسطهء اخلال و آشفتگي (disturbance) در فرايند مشاهده باشد خواه به واسطهء امكان ناپذير بودن كل گرايي (Holism) كه محدوديت اجتناب ناپذير روش شناسي( methodology) علم تجربي است.

با اين وصف محدوديتي كه عدم قطعيت در تعيين دقيق و همزمان موقعيت و اندازه حركت ايجاد مي كند نتيجتا ً تفاوت عمده اي با محدوديتهاي ذاتي قوانين علم تجربي ندارد. علم تجربي به مقتضاي طبع نميتواند با اشياء في نفسه و حقيقت كامل و دست نخورده خارجي آنها سرو كار داشته باشد. جوهر و عليت و وجوب مقولات نهايي هستند تنها درباره ظواهر و پديدارها قابل استعمال مي باشند. بايد گفت اين مفاهيم در وصف امور في نفسه كارايي ندارند. "با هيچ روش علمي نمي توان يكجا و يك دفعه بر كل يك پديده احاطه پيدا كرد و همه چيز آن را دانست و سراپاي آن را بررسي نمود. هر تجربه اي به قصد كاوش در چهرهء گزيده اي است و كاوش در هر چهرهء گزيده ميسر نيست مگر با غفلت از چهره هاي ديگر و حتي دگرگون كردن آنها. براي نمونه فرض كنيد دماي مقداري آب را مي خواهيد اندازه گيري كنيد. ساده ترين راه فرو بردن يك دماسنج در آب است.

با اين روش مقدار دماي آب را (چهره ي حرارتي آن را) به دست مي آوريد. اما ساير چهره هاي آب چه مي شوند؟ آيا با فرو بردن دماسنج در آب و حل شدن قدري از ديوارهء شيشه اي آن در آب بر ميزان نمك محلول در آب نيفزوده ايد؟ آيا با بالا بردن نمك محلول, نقطه انجماد و تبخير آن را تغيير نداده ايد؟ و آيا با انحلال نمك در آن و تغيير تعادل آن مطابق با اصل لوشاتليه (LeChatelier) حتي خود دماي آن را هم عوض نكرده ايد؟ و آيا با نزديك كردن جرم دماسنج به آن وزن آب را تغيير نداده ايد؟ و آيا .... " [علم چيست ؟فلسفه چيست؟/دكتر عبدالكريم سروش] .




اين مطلب آخرين بار توسط Sepideh Rastgar در 2010-03-10, 5:24 pm ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.
avatar
S.R
کاربر خوب
کاربر خوب

تعداد پستها : 402
Reputation : 1
Join date : 2010-01-04
Age : 27

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

پست من طرف maryam akbarpour في 2010-03-08, 4:00 pm

یک هفته از گذاشتن این متن می گذره و نظری براش وجود نداره. به نظر من این که بخوایم بگیم که موضوع جالب نبوده یا بچه ها به این موضوع علاقه نداشتن کمی بی انصافیه. اگرم بخوایم بگیم که متن بی ایراده بازم نمی شه . یا بگیم متن سوال برانگیز و بحث بر انگیز نبوده...
اما چرا؟ چرا کسی هیچ نظری نذاشته
سپیده مخاطب من الان به طور خاص تر تویی و بعد بقیه بچه ها
ببین تا جایی که همه ما می دونیم برای نوشتن یک مقاله باید به کلی نکته توجه کرد
کی داره مقاله رو می خوونه

واسه چی داره می خوونه
این کس چقدر اطلاعات اولیه داره
و....
به نظرم تو این اصل رو در مقالات نا دیده می گیری
ببین منی که کمی با این بحث آشنایی داشتم از خووندن متنی به این طولانی ای خسته شدم
به اضافه اینکه مفاهیم موجود در مقاله بسیار زیاد بود . به نظرم برای اینکه یک مخاطبی بخواد این متن رو بخوونه نیازه که تو متن رو ساده تر بنویسی و حجمش هم کمتر باشه و و در هر مرحله یک مفهوم رو روشن کنی و به بحث بزاری.مثلا به شخصه می توونم راجع به پاراگراف به پاراگرافه این متن بحث کنم. خلاصه که به نظرم علتی که احتمالا باعث شده که این متن خوونده نشه به طور کلی اوناییست که گفتم
و اما... ادامه در پست بعدی Smile

maryam akbarpour
کاربر خوب
کاربر خوب

تعداد پستها : 344
Reputation : 6
Join date : 2010-01-03

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

پست من طرف maryam akbarpour في 2010-03-08, 4:24 pm

پاراگراف اول:
یادتونه یه سوالی گذاشته بودم با عنوان گاو در مزرعه؟
این یه جورایی جواب به اون سوال هم هست
به این جمله دقت کنید:[color=red]ادراك حقيقتي كه در پس پديدارها نهان است تا چه اندازه محال مي باشد و چگونه از اين امتناع و عدم امكان ايماني محكم به اين حقيقت پيدا مي كنيم. در حاليكه به حقيقت مطلق هيچ دسترسي نداريم[/color]
اینجا به شدت برای من سوال پیش اومده که حقیقت مطلق چیه؟
اصلا برای اینکه نسبت به یک چیزی یقین 100% حاصل کنیم چه می توونیم بکنیم؟
راه های پیش نهادی من:
1_استفاده از حواس 5 گانه
2_کسی که نسبت به او اطمینان داریم بگوید( اینم که چه شکلی به کسی اطمینان می کنیم خودش جایه سواله)
3 _ برهان منطقی
خب راه اول و دوم به شدت خطاپذیرن. راه سوم هم که در همه مسایل جواب نمی ده. حال که نمی توان جلوی خطا را گرفت چه می توان کرد؟ آیا باید از اینکه به یقین برسیم صرف نظر کنیم
آیا نسبی نگاه کردن کافیست؟
خود انیشتین می گوید که درست است که من به این رسیده ام که همه چی نسبیه ولی می دونم که 100% وجود داره و ما هنوز کشفش نکردیم.
می دونید ، من فکر می کنم که مزرعه دار درست فکر می کنه. اون فکر می کنه که گاوش اونجاست و همین کافیه( یعنی باور داره)

maryam akbarpour
کاربر خوب
کاربر خوب

تعداد پستها : 344
Reputation : 6
Join date : 2010-01-03

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

پست من طرف maryam akbarpour في 2010-03-08, 4:49 pm

خودم می دونم خیلی متن حول حولیه . تو رو خدا حق بدید در این کم بود وقته من

maryam akbarpour
کاربر خوب
کاربر خوب

تعداد پستها : 344
Reputation : 6
Join date : 2010-01-03

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

پست من طرف maryam akbarpour في 2010-03-10, 7:38 am

کسی نمی خواد حرفایه منو اصلاح کنه؟
برای فکر کردن به حرفاینه من فقط کافبه پاراگرافه اول رو بخوونیدااااااااا

maryam akbarpour
کاربر خوب
کاربر خوب

تعداد پستها : 344
Reputation : 6
Join date : 2010-01-03

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

پست من طرف Saman Fakharzadeh في 2010-03-10, 8:28 am

می گم سپیده خانوم دوست داری یه چیزی بنویسی من نفهمم بعدش ضایعم کنی نه؟
در ضمن، جان من یه خورده کوتاه تر بنویس در حد ده دوازده خط هم باشه می خونم ولی این رو سه بار تا حالا سراغش رفتم و نتونستم تمومش کنم یعنی اصلا وسطش خسته می شم. عاجزانه تمنا می کنم کوتاه تر بنویسین! تو رو خدا!

مریم خانوم، به قول پولاد کیمیایی تو فیلم حکم باباش: شما رو با من چته؟
چرا هی دوست داری من رو به خاطر پست نذاشتنم تحقیر کنی؟ مگه من چه هیزم تری به شما فروختم؟
درباره ی نسبیت هم باید بگم که همه چیز نسبیه و من به این باور رسیدم. یعنی من اگه الآن این جام هیچ 100 درصدی برای حضور چند لحظه ی بعد من تو این مکان وجود نداره و این خودش می گه که به هیچ چیز نباید مطمئن بود
من اگه یک عمر درست حرف بزنم هیچ اعتباری نیست که آخرین حرف من هم یه حرف درست باشه و هزار تا مثال دیگه می تونم بزنم که هیچ 100 درصدی وجود نداره. اینشتین هم به نظر من اشتباه کرده گفته که به 100% نرسیدیم چون اصلا 100% وجود نداره!
حواس 5 گانه رو می شه خیلی راحت گول زد (خطای دید از مهم ترین مثال های اونه) و هیچ کس هم قابل اعتماد نیست چون دنیا ان قدر پارامترهای فیزیکی و متافیزیکی داره که نتونیم هیچ چیزی رو پیش بینی کنیم پس به چی باید اعتماد کرد؟
برهان های منطقی هم از روی حواس 5 گانه، مشاهدات و قانون گذاری های همین بشری به وجود اومده که بهش هیچ اعتمادی نیست. یعنی از نظر من نه 100% وجود داره و نه ابزاری برای اعتماد وجود داره! ببخشید اگه مخالف نظرتون حرف زدم.
من همین نظر رو دارم
سامان
avatar
Saman Fakharzadeh
کاربر خوب
کاربر خوب

تعداد پستها : 270
Reputation : 4
Join date : 2010-01-02
Age : 27

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

پست من طرف S.R في 2010-03-10, 5:28 pm

براي اينكه بتونيم متن رو راحت تر بخونيم و جلو بريم، تا يه بخشي كه فكر مي كنم وحدت موضوعي بيشتري داره رو نگه داشتم تا اگه مشكلمون در اين زمينه حل شد به بقيش بپردازيم!
avatar
S.R
کاربر خوب
کاربر خوب

تعداد پستها : 402
Reputation : 1
Join date : 2010-01-04
Age : 27

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

رد: پس زمينه فلسفي اصل عدم قطعيت!

پست من طرف S.R في 2010-03-11, 4:32 am

مريم جان، به نظر من حقيقت مطلق صورت واقعي اشياء،ذات پديده ها و اصل مفاهيم هست.مسلما ما اين مفاهيم رو در قالب خودشون درك نمي كنيم، بلكه همه ي اين مفاهيم رو در قالب دستگاه ادراكي خودمون مي ريزيم و اگر اين مطالب با اصول موضوعي كه تا اكنون پذيرفتيم (كه مطابق قالب ذهنمون بودن) و معيار هاي خودمون و منطقثي كه قبولش داريم جور در اومد كه گفته مي شه مطالب فهميده شدن(البته در باب فهميده شدن مطالب هم معيارها متفاوت هست.مثلا خود شما از كجا مي فهميد كه چيزي رو فهميدين يا نه؟؟؟؟
در حيطه ي علوم تجربي و رياضيات گفته مي شه كه اگه تونستيد مطلبي رو به كس ديگري ياد دهيد، يعني اون رو فهميديد.ولي باز اينجا اين سوال مطرح مي شه كه از كجا مي دونيد طرف مقابل هم فهميده؟؟چه معيار هايي رو بيان مي كنيد؟؟؟كلي خوشحال مي شم اگه به اين سوالم جواب بدين!!!)
حالا حالت دوم رو بررسي مي كنيم . يعني وقتي كه مفاهيم رو ريختيم در قالب، همشكل قالب در نيومد،اينجاست كه مشكل پيش مياد.
حالا ما چه مي كنيم؟يا بهش شك مي كنيم يا با بي منطقي كامل ردش مي كنيم يا تسليمش مي شيم و بي چون و چرا قبولش مي كنيم!
به نظر من حالت اول بهترين حالته.كه اگه اين اتفاق بيفته مي ريم دنبال اينكه راه رسيدن با اين حقيقت مطلق چيه؟؟؟
يكي از راه ها كه تو هم پيشنهادش دادي، استفاده از حواس ظاهري هست كه كلي مشكل داره.چون كه دست بالاي دست بسيار است ، هميشه كسي هست كه حداقل در يكي از حواس ظاهريش از تو كامل تر باشه.پس راه خوبي نيست.
اگه بخواي بري سراغ كسي كه قبولش داري، اون فرد شايد نسبت به تو از حواس ظاهري كاملتري برخوردار باشه ولي مسلما كسي پيدا خواهد شد كه از فرد مورد نظر تو كامل تر باشه و اگه نظرش درباره ي حقيقت مخالف باشه با نظر كسي كه تو انتخابش كردي، تمام حقيقت مطلق رو نقض كرده!
حالا امر نسبي بودن پيش آمده.اينكه همه نسبت به هم سنجيده مي شن.معيارها مطابق نظر اكثريت گذاشته مي شه و ما باز هم با ذهن خودمون افراد رو مي بينيم وچون همه چيزنسبي هست،كسي كاملا سياه و ديگري كاملا سفيد نيست.يكي پررنگ تر و ديگري كم رنگ تر.(جالبه كه اين كم رنگي و پررنگي هم از پشت عينك هاي ذهن ما درجات متفاوتي داره.كسي رو سياه تر مي بينيم ،كسي رو سفيدتر ولي همه مون در خاكستري ديدن افراد و اينكه كور رنگي داريمو نمي تونيم كسي رو رنگي ببينيم و ديدمون به دو رنگ محدود شده مشتركيم.)
و حالا كه نسبي بودن همه چيز مطرح شد، افراد دنبال يك قدرت برترين مي گردن!حقيقت مطلق رو برترين مي دونه و لا غير.اگه قبول داريم كه اون برترين حقيقت مطلق رو داره و هر چي گفت كاملا درسته كه بايد بي چون و چرا اطاعتش كنيم.اگه هم قبول نداريم بايد اثباتش كنيم كه باز هم چون قدرت برتري از برترين قدرت نداريم به نتيجه اي در مورد اثباتش نخواهيم رسيد.
اگر بخواهيم به حقيقت مطلق دسترسي داشته باشم، بايد عين حقيقت مطلق باشيم و با داناي كل يكي باشيم!!
آيا امكان پذير هست؟؟؟
avatar
S.R
کاربر خوب
کاربر خوب

تعداد پستها : 402
Reputation : 1
Join date : 2010-01-04
Age : 27

خواندن مشخصات فردي

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد